على ربانى گلپايگانى
323
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
3 - آنچه در مقايسه با شىء ديگر به چيزى نسبت داده مىشود يا از آن انتزاع مىگردد . ( ما بالقياس الى الغير ) مگر امكان ( كه داراى سه قسم نيست ) ، زيرا امكان بالغير معقول نيست ( چنانكه در آينده بيان خواهد شد ) . و مقصود از « ما بالذات » ، اين است كه وضع و ملاحظه ذات در تحقق يكى از مواد ثلاث كافى است ، هرچند از ما سواى ذات قطع نظر شده باشد . و مقصود از « ما بالغير » ، آن است كه تحقق يكى از مواد ثلاث ، وابسته به شىء ديگر باشد . و مراد از « ما بالقياس الى الغير » ، اين است كه هرگاه ذات و ماهيتى را با شىء ديگر مقايسه نمائيم ، واجب و لازم است كه آن ذات به مواد ثلاث متصف گردد . وجوب بالذات ، مانند وجوب در واجب الوجود تعالى ؛ زيرا ذات واجب الوجود تعالى بذاته و بدون احتياج به امر ديگر ، در ضرورى بودن وجود براى او كافى است ، ( زيرا فرض اين است كه واجب الوجود بالذات است ، ذات او عين هستى است ، پس فرض اينكه اتصاف او به ضرورت وجود وابسته به امر ديگر است ، خلاف اين است كه او واجب الوجود بالذات است ) « 1 » . و وجوب بالغير ، مانند وجوب در موجود امكانى كه وجود او از جانب علت ، واجب و ضرورى گرديده است ( اينكه آيا وجود ممكن از جانب علت و به توسط آن واجب مىگردد يا نه ، در بحث علت و معلول خواهد آمد ، در اينجا اين مطلب به عنوان اصل موضوع پذيرفته شده است ، بر اين اساس موجود امكانى داراى وصف وجوب وجود است ، ولى اين وجوب براى او بالذات نيست ، بلكه به واسطهء علت او است ) .
--> ( 1 ) اين بحث مربوط به مقام ثبوت است نه مقام اثبات ، ما با فرض اينكه واجب الوجود بالذات داريم ، مىگوئيم ، وجوب براى او ضرورت بالذات دارد اما اينكه آيا واجب الوجود بالذات هست يا نه و دليل بر وجود آن چيست ، خارج از اين بحث است ، در مرحلهء علت و معلول و مرحله دوازدهم ، در اين باره بحث خواهد شد .